در فراق یار
25 بهمن 1392 توسط احمدي
غیر از عرقی که روی پیشانی من….
می گوید از آخرین پریشانی من…
چیز دگری نمانده نذرت بکنم…..
ای خاتمه ی فصل پریشانی من….
مولایم خود می دانی که در دل شیفتگان چه می گذرد پس تو را به جان مادرت نقاب از چهره در آر که بی صبرانه منتظر قدوم مبارکت هستیم.