دلنوشته برای مولا
30 خرداد 1393 توسط احمدي
مولایم سلام …
باز جمعه ای دگر از راه رسید… و اما باز تو نیامدی…
مهدی جان دلم گرفته بی تو… این چه انتظار عجیبی است..
همه در هیاهوی دنیا مشغو لند … دگر نام مهدی(عج) نمی آید. ..ای امام مهربانم شرمنده ام…
روزی هزار بار دلت راشکسته ام … بیخود به انتظار وصالت نشسته ام…
هربار این تویی که رسیدی و در زدی … هربار این منم که در خانه بسته ام
هر جمعه قول میدهم آدم شوم ولی … هم عهد خویش هم دلت راشکسته ام
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی | ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی |
تمـام طـول هـفـته را در انتظــــار جمعــــه ام | دوباره صبح ظهـــر نه غروب شد نیامدی |