راه سعادت انسان
سعادت حقيقي انسان رسيدن به كمال انساني است و بالاترين سعادت رسيدن به قرب خداوند است و هر سعادت ديگر با اين ملاك و معيار سنجيده مي شود و برخي سعادت ها، سعادت هاي واسطه مي باشند.
تكامل انسان و رسيدن او به كمالات واقعي و انساني، تنها با اعمال و افعال اختياري حاصل مي شود و اگر عملي از روي اختيار نباشد، در تكامل انسان اثري ندارد. وقتي هدف والاي انسان رسيدن به كمال و بالاترين كمال قرب به خداوند متعال بود، رسيدن به اين هدف نيازمند پيمودن راهي مطمئن و ايمن و به دور از خطرها و انحرافات است. خداوندي كه ما را فطرتا كمال خواه و جوياي قرب به خود خلق كرده است، بدون شك راه رسيدن به اين هدف والا را به ما نشان داده است. عمل به احكام الهي و واجبات و محرمات و نيز توجه به الهامات خير و شر در درون ما، راه هاي رسيدن انسان به سعادت و كمال مي باشند. ناگفته پيداست كه تا انسان با راه آشنا نباشد و با آشنايان با راه آشنايي و ارتباط نداشته باشد، قادر به پيمودن آن به دور از انحراف و آسيب نمي باشد.
قرآن كريم و اولياي معصوم الهي، راه رسيدن به كمال را كه همان صراط مستقيم و شاهراه مطمئن بندگي است براي ما بيان كرده اند و نيروي عقل ما و الهامات خوبي و بدي در درون ما نيز ما را در تشخيص راه درست ياري مي كنند. دوري از وسوسه هاي شياطين وعبادت خداوند كه با عمل به احكام الهي و خواسته هاي ربوبي و قدم برداشتن در راه بندگي واقعي حاصل مي شود همان صراط مستقيم الهي است: «الم اعهد اليكم يا بني آدم الا تعبدوا الشيطان انه لكم عدو مبين و ان اعبدوني هذا صراط مستقيم» (يس، آيات 60 و 61). بنابراين براي رسيدن به كمال و سعادت حقيقي كه همان نزديك شدن به خداوند و قرب حق مي باشد، راهي مطمئن تر و كوتاه تر و استوارتر از عمل به تكاليف شرعي و پيروي از دستورات الهي و پيامبر(ص) و اهل بيت پاك او(ع) نداريم و اگر راهي بهتر و كوتاه تر و مطمئن تر وجود داشت بدون شك خداوند متعال و اوليائش آن را براي ما بيان مي كردند و ما را از آن محروم نمي كردند.